
وكتورهاي زيبا با موضوع تابلو هاي و فريم هاي زيبا براي طراحي . همان طور كه مي دانيد وكتورها تصاويري هستند ك
ه در نرم افز
ارهايي مثل فتوشاپ و فري هند و ایلیستراتور و... استفاده مي شوند . قابليت اصلي اين تصاوير ا
ين است كه هرچقد ر آنها را كوچك يا بزرگ كنيد كيفيت آنها كم نمي شود و تصوير يا همان وكتور هيچ تغييري در كيفيت و گرافيكش ايجاد نمي شود . ميهن دانلود قصد معرفي وكتورهايي زيبا و جذاب با موضوع تابلوها و يا فريم هاي زيبا را دارد كه تصاوير انها را در عكس مطلب مشاهده مي كنيد . اين وكتورها براي طراحي هاي از قبيل هدر براي سايت ها ، طراحي ، طراحي لوگو ، طراحي هاي زيبا و هر طرحي كه مي توانيد شما آن را ايجاد كنيد . البته دست شما باز است و مي توانيد هر تغييري كه مي خواهيد در اين وكتورها بدهيد و در هر موردي كه دوست داريد از آنها استفاده كنيد. در اين مجموعه 3 وكتور با فرمت Ai قرار دارد . اميدواريم از كار كردن با اين وكتورها لذت كافي را ببريد.پسورد : www.kamyabonline.com
به نقل از میهن دانلود
40 وکتور گرافیکی جدید برای کاربران علاقه مند به فتوشاپ با دو فرمت Eps & Jpeg

پسورد فایل : www.kamyabonline.com
تعدادی از عکسهای پروگرام را برای شما به نمایش گذاشته ام
کارت دعوت پروگرام

برای تماشای بقیهء عکسها در ادامهء مطلب مراجعه فرمایید...
ادامه مطلب...
محمد باتور
هنگامی که مقاله ی " طرحی برای ایجاد شبکه جهانی تلویزیونی صدای هزاره " منتشر گردید، تصور نمیکردیم که با این همه استقبال گرمی از نویسندگان، فرهیخته گان، دانشجویان، ژونالیستان،فلم سازان، هنرمندان وهمه فرزانگان جامعه هزاره مواجه گردد. این استقبال نشان داد که جامعه هزاره برای بیان هویت، تاریخ، فرهنگ،مذهب، ادبیات، شعر، موسیقی، فولکلور، سیمای جغرافیایی، طرز زندگی، اقتصاد ومناسبات درونی خود، نیاز به یک شبکه جهانی رسانه ای وتصویری دارد که بازتاب دهنده ای همه عرصه های حیات اجتماعی این جامعه باشد.
ازسوی دیگر این "استقبال" بیانگر بیداری، آگاهی و خردورزی مردم ما است که دیدگاهای صائب ورهنموددهنده شان را برای یک امر همگانی و پروژه سراسری مطرح نموده اند. برخی ازاین دوستان فرهیخته با تفصیل به نکاتی مهم وارزشمندی پرداخته اند که هرکدام از این نکات در برپایی شبکه تلویزیونی صدای هزاره، بسی سودمند واثرگذار می باشد. وما،در فرصت دیگری پیرامون نظریات رهگشایانه این دوستان طی مقاله جداگانه ای مکثی خواهیم داشت. برای آگاهی دوستان گرامی باید یادآورشوم که تا لحظاتی که این سطور را می نویسم۹۷ نظر در نظرگاه سایت جمهوری سکوت درذیل مقاله نخست، به ثبت رسیده است. از جمله ۸۷نظر حمایت وپشتیبانی شان را از این طرح اعلام نموده و از جمله ده نظر، حدود پنج نظرآن به بحث متقابل پرداخته وفقط پنج نظردیگر نفس طرح را تایید ولی آنرا دسترسی ناپذیر وآیدیالی خوانده است.
به ادامه مطلب موضوع را دنبال کنید.....
ادامه مطلب...
محمد باتو ر
رسانه های جمعی اعم از طباعتی، شنیداری و تصویری، ارکان عمده اطلاع رسانی انسان عصر مارا تشکیل میدهد. رسانه ها در واقع پیشقر اول آگاهی بشر امروز از رخدادهاوحوادث مختلف است که در جهان پیرامونی وی واقع میشود واین اگاهمندی سریع وشتابان سبب شده است که دنیا به یک دهکده کوچک تبدیل شود.
رسانه ها ملت هارا باهم پیوند میدهد، فرهنگ، تاریخ ،نحوه زیستن، میزان تکامل ویا عکس آن، نوعیت رژیم های سیاسی، اقتصادی،درجه فقرو ثروت، عدالت واستبداد را در جغرافیای متفاوت، برملا میسازد.
رسانه ها به همان پل نامریی میماند که همه ما از روی آن عبور میکنیم، بدون آنکه آهنگی سفر داشته باشیم به شناخت کشور های مختلف وشیوه زیستن انسانهای آنهانایل میگردیم.
اما در میان رسانه های امروزی، تلویزیون جایگاه خاص خودرا دارد. اهمیت تلویزیون در میان رسانه ها به خاطر برجسته است که مخاطبان می توانند، هم بشنوند وهم ببینند. تلویزیون بیش از هررسانه ای دیگری، پیام خودرا رساتر ومحقق تر برای بینندگان خود میرساند. فضای که بین مردم و تلویزیون ایجاد میشود یک فضای کاملاً دگرگونه است. چون نفس نمایش چه از طریق فیلم ها و یا نمایشنامه ها و یا رسانیدن اخبار، تحلیل ها، تفسیرها و مصاحبه ها از سوی گویندگان، بطور زنده فضای جدیدی ایجاد میکند که چنین فضا را در شنیدن رادیو و یا خواندن نشریه های طباعتی نداریم. همین فضا سبب میشود که بیننده به دقت به گوینده و یا نمایش دهنده نگاه نماید و "پیام" هرچه که باشد هم از طریق بصری و هم از طریق شنیداری، به ذهن اش راه پیدا کند. تلویزیون ها در سمت دهی افکار عمومی نقش بسیار اثر گذار دارد. به همان خاطر است که تلویزیون ها مصارف شان به ثانیه سنجش میشود. به عیان دیده شده است که یکی از مسیر های رونق دهی تجارت به تلویزیون منتهی میشود. در زمینه های دیگر چون نشر اخبار، تشهیر شخصیت های سیاسی، تبین تاریخ، ادبیات، فرهنگ، و یا ارائه تحلیل و تفسیر پیرامون هستی گذشته و حال جامعه از طریق صفحه تلویزیون،اثرات مستقیم در گسترش آگاهی مردم داشته که بیانگر هژمونی تلویزیون است که افکار عمومی مردم را به خوبی و مهارت میتواند سمت بدهد. از سوی دیگر عنصر لاینفک هنر تفکری همپابا تخیل است که نمیتوان آنرا به اندیشه پردازی تعبیر نمود، چون وجه تمایز هنر از اندیشه ورزی و فلسفه، زبان بیانی آن است. زبان تخیل و احساس زبانی متفاوت ازتفکر خطی و مستقیم است. تنها در تلویزیون است که این زبان به واقعیت بیرونی و ملموس اجتماع عنایت ویژه دارد و مهمترین وجه تمایز تلویزیون به شمار میرود. اما قله موفقیت یک شبکه تلویزیونی این خواهد بود که تعادل بین عمق تاثیر و گستردگی تاثیر خود ایجاد نماید. موفقیتی که هیچ رسانه دیگری به پای آن نمی رسد.
ادامه مطلب...

«... وقتي كه اين برادران جهادي ما آمدند، در پشاور نشستند و اعلام كردند كه ما براي اينها حق قايل نيستيم و اينها در افغانستان موجوديت ندارند، ما تكان خورديم كه حالا موجوديت ما در خطر است؛ كسي كه موجوديتش در خطر باشد، بايد قبل از هر چيزي از موجوديت خود دفاع كند، بعد از آن نوبت ميرسد به اينكه چگونه زندگي كردن و چگونه تصميمگرفتن خود را مطرح كند و آنگاه برسد به اينكه چگونه نظام را حاكم بسازد. ما كه در اينجا تلاش ميكرديم كه اين نظام، نظام انقلابي باشد يا نظام غير انقلابي، اين مرحلهي سوم بوده است.
لهذا ما در تلاش شديم كه بياييم براي حفظ موجوديت مان جمع شويم و وحدت كنيم. تا اين وقت جنگهاي داخلياي كه بود، هر مخالفتي كه ميشد صرفاً جنبهي شعاري داشت. عليه جنگ داخلي هر كس ميتواند مفت شعار بدهد و محكوم كند، ولو خودش هم معتقد به اين شعار نباشد. آقاي محسني در سخنرانيهاي خود مكرراً ميگفت و اعلان ميكرد كه اگر روزي در افغانستان آتشبس شود، من در مكه رفته دو صد ركعت نماز ميخوانم و اگر روزي در بين شيعيان وحدت شود، من در مكه رفته هزار ركفت نماز ميخوانم. اين را در سخنرانيهاي خود شعار ميداد و ميگفت. مردمي هم كه مهاجر شده و در بيرون رفته بودند و فشار ديده بودند، اين حرف را خوب استقبال ميكردند. اما روزي كه ما به خاطر حفظ موجوديت تشيع و هزاره در افغانستان، تصميم گرفتيم كه وحدت كنيم، آقاي محسني ميگفت كه اولين شرط ما در وحدت بيشرط بودن وحدت است؛ يعني كسي شرط قايل نشود. شش نفر از اعضاي شوراي مركزياش در باميان آمدند، وحدت را امضاء كردند و برگشتند. آقاي محسني كه تا حالا خلاف مبناي فكرياش شعار ميداد، فكر كرد كه تا حالا كه جنگ را تقويت ميكردم و اختلاف بود، من وحدت را شعار ميدادم، حالا كه اينها آمده وحدت كرده اند، ديگر چه بگويم؟ اين بود كه از بيشرط بودن وحدت گذشت؛ سه شرط ماند! اعضاي شوراي مركزي در باميان نشستند، هر سه شرط را قبول كردند. اما وقتي خارج رفتيم، نه شرط شد، دوازده شرط شد، آخرش به اين نتيجه رسيديم كه ايشان نميآيند. حرف از اينجا شروع ميشود. بعد آقاي محسني ميرود پاكستان و به كساني كه موجوديت ما را در افغانستان نفي كرده بودند، ميگويد كه اين حزبي كه در باميان تشكيل شده، حزب هزارههاست و در آينده از شما حقوق ميخواهد!
اينها مسايلي اند كه شما بايد بدانيد و نسلهاي آيندهي تان هم بدانند.
ادامه مطلب...





